تبليغاتX
تقديم به سحرگاه زندگي سحر -
"C Est La Vie"

خورشيد چهره از ابرها گشود و سپيده زد. معبود در اب و خاك دميد. برگ هاي پراكنده به هوا بر خواستند. ابرها خود را به دستان باد سپردند.

به خدا سوگند در همان لحظه دو فرشته ي پاك هستي  دو مخلوق مستي ادم و حوا از دل خاك بيرون امدند.

اين اغازي براي پرستوها بود اين نعمتي بود كه خداي اسمان ها تقديم به پرستوهاي عاشق ديروز امروز و فردا كرد.

اي كاش يادمان نرود ما ادامه دهنده ي راه ادم و حوا هستيم. اي كاش يادمان نرود لحظه هاي عشق بازي اب و خاك. اي كاش يادمان نرود دل هايي را كه براي رسيدن به این راه به دست اورديم.

ما پسرها و دخترها با يك نگاه عاشق مي شويم.

اما به همان نگاه سوگند  روزي مي رسد كه از ما مي پرسند

عاشق شده اي؟

جواب مي دهيم: عشق چيست؟

مي گويند جدايي و دوري اخرين دارويي است كه براي ان تجويز مي شود. براي ان كه اتش گرم و شعله خيزش در قلب ها خاموش شود نا اميدانه به دامن سكوت چنگ مي زنند و در خلوت خود فرو مي روند.

اما چگونه مي توان چشم دل را بست و دلي را به حصار كشيد؟

() تقدیم به سحر عشق برتر 18 Oct 2007 11 PM   امیر حسین علیمردانی  |