تبليغاتX
تقديم به سحرگاه زندگي سحر
"C Est La Vie"

براي نخستين بار بود كه پا به اوج اين احساس مي گذاشتم.

در يك روز به ياد ماندني و در يك نگاه  كويري و مملو از استرس.

با تمام وجود به دنبال تو مي گشتم كه به خاطر تو اين زندگي را انتخاب كرده بودم.

ناگهان سنگيني نگاهي را حس كردم كه در اوج غريبي برايم اشنا بود.

شبيه اين احساس را وقتي براي اولين بار به تو فكر كردم انجا هم اين نگاه دنبالم مي كرد.

به خودم امدم و چشمانم به دنبال تو بود. هنوز ذهنم صاحب ان نگاه را جستجو مي كرد.

روبروي خود پنجره ای را ديدم. انگار وسط اتوبان تابلوي ايست ديده باشم.

در نگاهت محبت را هميشه حس كرده ام.

چند بار نگاهش كردم. چقدر برايم اشنا بود. مرا مفتون خودش كرد.

خداي من شايد اين نگاه ان افتاب در پس ابريست كه با هر زبان انتظار مرا مي كشد.

اري او در انتظار نگاه من است.

او با نگاهش مي خواهد مرا بفهماند كه هميشه حضور دارد.

خوشحالم كه مي فهمم هيچ كجا خالي از تو نيست.

() تقدیم به سحر عشق برتر 4 Sep 2008 10 PM   امیر حسین علیمردانی  |