|
"C Est La Vie"
|
دوفيل بان يكي پيش وديگري پس فيل به صيد گراز مشغولند
گرازان شتابان خود را بميان نيزارهاي شكسته مي كشند
قايقي از نيزار مي گذرد كه بانوان در جلو وعقب
نشسته پارومي زنند ومي خوانند
زناني خنده رويان دست مي زنند
پادشاه با قدي بسيار بلند كمان را بزه كرده است
در سمت چپ او زني ايستاده و تيري به او تقديم مي كند
در سمت راست او زن ديگري به نواختن چنگ مشغول است
پادشاه چند گراز تنومند را با چند تير از پاي در مي اورد
كمان سست شده را در اعماق باتلاق مي اندازد
زمان شكار به پايان رسيده است
فيلان شكار ها را جمع مي كنند
اجساد گرازان را با خرطوم بر پشت خود مي نهند
دو فيل بان يكي سرد و ديگري بي روح باز مي گردند
شكارگاه مكاني است كه ماهي و مرغابي در ان فراوان است